تبلیغات
معاونت پژوهشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 3 شهرستان کرمانشاه - موانع یادگیری درس املا کلاس اول
سه شنبه 24 بهمن 1391  08:02 ق.ظ

به طور كلی عنوان دروسی مانند ریاضی، املا و علوم از مهمترین درسهای مقطع ابتدایی است و برخی از مسئولان آموزش و پرورش از افت تحصیلی در دو درس ریاضی و املا نگرانند. علت این است كه املا در مفهوم عام یك درس تلقی نمی‌شود ولی در مفهوم خاص خود املا همان درست نوشتن و طریقه درست نوشتن كلمه است كه یك نوع ماده درسی تلقی شده و در كارنامه دانش‌آموزان نمره جداگانه‌ای برای آن منظور می‌‌شود. كسانی كه معنی و مفهوم عام املا را در نظر می‌‌گیرند و آن را یك درس به حساب نمی‌آورند، به این خاطر است كه این افراد قبلاً آموزشی درباره املا ندیده‌اند و ذهن آنها به این طریق پر شده كه نیازی به آموزش در این زمینه نیست.

در صورتی كه انسان از بدو تولد تا زمانی كه به دیدار حق می‌‌شتابد نیاز به آموزش دارد چه این آموزش رسمی باشد و در مدارس، دبیرستان و دانشگاه انجام شود و یا آموزش به صورت غیر رسمی و از طریق جامعه، اصحاب قلم، وسایل ارتباط جمعی و... باشد. بنابراین باید نگرش آموزگاران پایه اول ابتدایی در این مسیر تغییر كند. در پایه اول ابتدایی دو كتاب جداگانه بخوانیم و بنویسیم داریم كه بخوانیم برای آموزش مهارت گفتاری و شنیداری و بنویسیم برای آموزش مهارت نوشتاری است.‌

حال با این شرایط می‌‌توان گفت كه نوشتن عمل یا مهارتی است كه از طریق آن فرد با استفاده از سلسله علائم و نمادهای قراردادی احساسات، علاقه و نگرش، خود را بیان می‌‌كند. همانطور كه از تعریف نوشتن برمی‌آید، مهارت نوشتن هم مربوط به املا می‌‌شود و هم مربوط به درس انشا. برای اینكه دانش‌آموز شروع به نوشتن كند باید آموزش لازم را ببیند تا به مهارت كافی در نوشتن برسد چرا كه نخستین جزء نوشتن، استفاده از یك سلسله علائم ونمادهای قراردادی است.‌مهارت نوشتن به طور رسمی در كشور ما از پایه اول ابتدایی شروع می‌‌شود و دانش‌آموزی كه قصد دارد این مهارت را یاد بگیرد، باید بتواند واژه یاحرف یا كلمه را بخواند و قبل از مهارت خواندن رسیدن به مهارت نوشتن غیرممكن است.‌



مهارت‌های لازم برای نوشتن‌

برای اینكه دانش‌آموز خوب نوشتن را یاد بگیرد قبل از انجام مهارت نوشتن باید یكسری مهارت‌هایی را از قبل كسب كند كه عمده آنها به شرح زیر است:‌

*
شستن: دانش‌آموز برای اینكه رسم‌الخط نوشتن را فرا گیرد، باید طریقه صحیح نشستن برای انجام دادن این مهارت را به او یاد دهیم از قبیل رعایت فاصله تا چشم كه نباید كمتر از 40 سانتیمتر باشد.‌

*
برتری جانبی: دانش‌آموز قبل از نوشتن باید برتری جانبی او مشخص شود كه چپ‌دست است یا راست دست تا چشم، گوش و پای او مطابق دست او تقویت شوند در غیر این صورت منجر به اختلال یادگیری در نوشتن می‌‌شود.‌

*
هماهنگی چشم و دست: برای اینكه چشم و دست دانش‌آموز هماهنگی لازم را برای نوشتن پیدا كند قبل از شروع نوشتن باید با انجام بازی و نرمش این دو را تقویت كنیم از قبیل دریافت و پرتاب توپ سبك، باز كردن و بستن بند كفش، باز كردن و بستن دگمه پیراهن و مانتو، پرتاب شیء سبك به بالا و گرفتن آن به وسیله سرانگشتان دست و راه رفتن قورباغه‌ای.‌

*
‌به دست گرفتن صحیح مداد: دانش‌آموز باید طوری مداد به دست گیرد كه زاویه دید برای نوشتن داشته باشد در غیر این صورت باعث به وجود آمدن نارسانویسی و كج‌نویسی می‌‌شود كه این دو باعدم پذیرش از سوی معلم و اولیا سبب كم شدن اعتماد به نفس دانش‌آموز می‌‌شود.‌

*
شروع نوشتن: بعد از پشت سر گذاشتن چهار مرحله‌ قبل می‌‌توانیم از شاگرد انتظار داشته باشیم كه با نگاه كردن و تقلید از معلم ابتدا حروف ساده كه همان حروف یك حركتی هستند را هوانویسی كند یا به وسیله دانه های گیاه آنها را چینش كند و یا اینكه به وسیله مداد آن را بنویسد.‌

تحقیقات نشان داده است كه حدد 5/7 درصد یادگیری انسان از طریق حس بینایی و 13 درصد از راه حس شنوایی و حدود 6 درصد از حس لامسه و بساوایی انسان شكل می‌‌گیرد و دانش‌آموزی كه مهارت نوشتن را شروع می‌‌كند باید از سلامت نسبی این سه حس برخوردار باشد. لازمه سلامت نسبی به این دلیل است كه شاید دانش‌آموزی باشد كه برای تقویت حس بینایی نیاز به عینك یا جراحی چشم داشته باشد و یا برای تقویت حس شنوایی نیاز به سمعك داشته باشد و به كار بردن حس لامسه در این نگارش بدین خاطر است كه استفاده از این حس و آموزش نوشتن توام با بازی است و بازی در فرآیند آموزش در دانش‌آموزان خصوصاً دانش آموزان پایه اول ابتدایی اثربخشی و كارایی را دارد.‌

تعریف املا و ضرورت آموزش آن‌

اگر به دوران تحصیل دانش‌آموزی خویش فكر كنیم در ساعت املا یا همان دیكته معلم آنچه را كه می‌گفت، ما می‌نوشتیم. اما به مرور زمان و كشفیات جدید روانشناسی به مرحله‌ای رسیده‌ایم كه هم از طریق علمی و هم به استناد قانون به این نتیجه می‌رسیم كه املا باید آموزش داده شود. حال برای درك بهتر به تحلیل دو كلمه املا و دیكته می‌پردازیم. املا یعنی طریقه نوشتن و درست نوشتن و دیكته یعنی مطلبی كه كسی بگوید و دیگری بنویسد. اگر ما در نظر داشته باشیم كه درست نوشتن را به دانش‌آموزان یاد دهیم باید واژه املا را قبول داشته باشیم چون طبق تحققات و آموخته‌های دانشگاهی ما، غلط نوشتن دلایل فرهنگی فراوانی دارد كه مباحث حافظه‌ای، دیداری و شنیداری، توالی دیداری و شنیداری و تمیز دیداری و شنیداری را در بر می‌گیرد و هر غلط‌نویسی خود می تواند معلول یك یا چند مقوله باشد. اگر معلم یك نگاه سطحی به برنامه كلاسی خود بیاندازد، می‌بینید كه هر هفته در برنامه كلاسی ساعاتی به املا اختصاص داده شده است و از بطن برنامه‌ریزی برای آن موارد را می‌توان استنباط كرد:‌

1-‌
املا یك درس است. 2- املا نیاز به آموزش دارد.3- وقتی ما املا را آموزش دادیم می‌توانیم به ارزشیابی آن بپردازیم. 4- املا به دلیل انتزاعی بودن برای شاگردان فعالیتی دشوار است كه معلم خلاق می‌توانید با بهره‌گیری از ذوق و هنر خویش و با استفاده از امكانات جانبی مثل بازی، وسایل كمك آموزشی ساده و اضافه كردن جو عاطفی مثبت در كلاس‌ فعالیت‌ دشوار را به ساده تبدیل كند تا دانش‌آموزان انگیزه لازم را برای یادگیری به دست آورند و معلم هم به اهداف خویش یعنی درست نوشتن و به عبارتی به آموزش املا برسد. مطلبی دیگر كه متأسفانه برخی آن را اظهار می‌كنند این است كه آموزش املا در پایه اول ابتدایی همان آموزش حروف الفبا و درس جدید در كتاب بخوانیم است. در پاسخ به این عده باید بگوییم كه از سال تحصیلی 1381 -1380 در پایه اول، آموزش فارسی در دو كتاب جداگانه به نام بخوانیم و بنویسیم انجام می‌گیرد كه آموزش این دو مكمل یكدیگر هستند ولی به معنای یكسان بودن آنها نیست چون در كتاب بخوانیم كلمه‌ای كه خواندن آن آموزش داده می‌شود شاید یك یا دو حرف آن هفته و ماه‌های بعد آموزش داده شود مثل كلمه آبی كه در درس اول آموزش داده می‌شود ولی مصوت (ی) بعد از یك ماه در درس ایران آموزش داده می‌شود. بنابراین این اصل مسلم كه باید آموزش درست نوشتن را درس جداگانه تلقی كنیم و به آن اعتقاد داشته باشیم و اعتقادات خود را در عمل به منصه ظهور برسانیم. معلمان باید به این نكته توجه داشته باشند كه قبل از ارزشیابی هر عملی باید یكسری فعالیت‌ها و مراحلی پشت سر گذاشته شود و آموزش املا هم از این قاعده مستثنی نیست. پس قبل از گفتن و ارزشیابی املا، معلم و دانش‌آموز باید یك سیر تكاملی را پشت سر بگذارند. ‌

*‌
داشتن انگیزه: انگیزه یعنی سبب، علت و آنچه كه كسی را به كاری برانگیزاند و در فعالیت آموزشی املا باید معلم انگیزه آموزش به دانش‌آموزان را داشته باشد و هم اینكه دانش‌آموز انگیزه یادگیری مطالب را داشته باشد. كه در درس املا بهتر است معلم انگیزه لازم را با بیان چیستان و معما، نمایش و داستان در دانش‌آموز تقویت كند تا مطالب آموزشی را بهتر یاد بگیرند. ‌

*
توان گفتن: حروف یا كلمه‌ای كه قصد آموزش داریم باید دانش‌آموز بتواند آن را بگوید مثلاً دانش‌آموز با دیدن سیب باید نام سیب را بگوید كه در این مرحله تشخیص حروف یا كلمه نقش اساسی دارد.

*
مفهوم كلمات را بداند: برای آموزش املا بهتر است كه كلمه از سوی معلم و شاگرد تحلیل شود تا به معنی و مفهوم كلمه برسند مثلا‌ً در آموزش كلمه سبد باید این نكته بیان شود كه سبد چیست؟ چه كاربردی دارد؟ چگونه ساخته می‌شود؟

*
آشنایی با نماد كلمه: برای آموزش هر كلمه باید دانش‌آموز حروف آن را از قبل خوانده باشد و آن را یاد گرفته باشد و به این دلیل است كه در پایه اول باید املا از كتاب بنویسیم تهیه شود چون حروف یا كلمات یا متنی كه در كتاب بنویسیم آمده خواندن و نوشتن آن تمرین شده است كه باید در آموزش مورد توجه قرار گیرد.‌

*‌
توان خواندن: تا زمانی كه دانش‌آموز خواندن كلمه‌ای را یاد نگرفته باشد آموزش درست نوشتن آن را یاد نخواهد گرفت و عمل خواندن مستلزم این است كه با معیار فارسی باشد این قاعده بیشتر در مناطق دو زبانه جنبه كاربردی و رسمی تری دارد و زمان بیشتری برای آموزش خواندن موردنیاز است.

*
تعمیم: رمز و موفقیت یادگیری در تعمیم است. تعمیم یعنی عمومیت دادن. اگر دانش‌آموز كلمه نان را در كتاب یاد گرفت باید آن كلمه را در روزنامه یا نشریه دیواری مدرسه بتواند پیدا كند و بخواند.

*
بكارگیری الگو: اگر ما قصد داریم به دانش‌آموز املا بگوییم باید الگوی خود را مشخص كنیم یعنی ما در این املا دنبال ارزشیابی چه كلماتی هستیم؟ یا ارزشیابی چه حروفی هستیم باید معلم از قبل الگو را مشخص كند. مثلاً در پایه اول اگر قصد داریم حرف (واو) را مورد ارزشیابی قرار بدهیم بهترین الگو برای ارزشیابی املا تهیه الگو برای سنجش حافظه دیداری است معلم 20 كلمه بدهد در آن (و) و صداهای مختلف آن باشد كه دانش‌آموز با فعالیت فكری خویش به پر كردن جدول یا صفحه اقدام كند. چون در واقع هدف آموزشی املا درست‌نویسی است. ‌

ارزشیابی املا: ارزشیابی فرایند منظم برای تعیین و تشویق میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدف‌های آموزشی است. با توجه به تعریف ارزشیابی، نحوه ارزشیابی باید طوری طراحی شود كه مشخص شود دانش‌آموزان تا چه میزان به هدف‌های از پیش تعیین شده در ارتباط با درست‌نویسی رسیده‌اند تا بلافاصله آموزش جبرانی برای برطرف كردن اشكالات دانش‌آموزان آغاز شود. ارزشیابی از آموخته‌ها بلافاصله پس از یادگیری خود ارزشیابی سبب می‌شود و نگرانی‌ها و اضطراب را كاهش می‌دهد و به عنوان یك عمل جذاب و مفید شناخته می‌شود.‌

الگوهایی برای ارزشیابی املا

برای ارزشیابی املا، الگوهایی در نظر گرفته شده كه با بهره‌گیری از آن به هدف اصلی املا كه آموزش درست‌نویسی است می‌رسیم. این الگوها به شرح زیر است

1). در اوایل سال تحصیلی كه نگاره‌ها تدریس می‌شوند، معلمان می‌توانند چند كلمه را انتخاب كنند و در دسته‌های صداهای هم‌آواز یا هم‌پایان قرار دهند و با تاكید بر روی یك صدای خاص، آن صدا را با زمینه سایه و روشن از دانش‌آموزان بخواهند آن را نقاشی كنند كه این كار منجر به هماهنگی چشم و دست آنان می‌شود و هم اینكه محیطی جذاب و فرح‌بخش برای دانش‌آموزان فراهم می‌شود.‌

2). به دانش‌آموزان بگویید با حروف درهم ریخته یك كلمه بنویسند مثلا:ً (س- د - ب) كلمه سبد را بنویسند.‌

 
3). استفاده از جملات مصور: چون جملات مصور آموزش توام با نقاشی است و برای دانش‌آموزان جذاب و فرح‌بخش خواهد بود.‌

4). چاپ انگشتی: معلم از شاگردان می‌خواهد یك یا دو حرف یا كلمه را با استفاده از سرانگشت یا ته مداد و استامپ بنویسد و چون این كار به نوعی به كارگیری ابزار دیگری غیر از مداد در نوشتن است، می‌تواند برای دانش‌آموزان جذاب باشد.‌

 
كامل كردن جملاتی مثل: ایرانی... است.‌(5
6). گذاشتن نقطه: معلم كلمه یا جمله‌ای را می‌نویسد و تكثیر می‌كند و آنها را در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد تا نقطه‌گذاری كنند. این كار برای افزایش دقت دانش‌آموزان و تقویت حافظه بصری خیلی موثر است و هم‌اینكه به نوعی از نارسانویسی كلمات توسط دانش‌آموزان جلوگیری می‌شود.‌

7). تحقیق: معلم از دانش‌آموز می‌خواهد كه به كتاب بنویسیم، رجوع و كلمات مورد نظر را پیدا كند و بنویسد این كار یك عمل تحقیقی است و ملاك‌ها می‌تواند تعداد نقطه، تعداد دندانه، صدای مورد نظر حروف یك شكل و چند صدا باشد.‌

8). كلمات مورد نظر را روی كارت می‌نویسیم و از دانش‌آموزان می‌خواهیم خوب به آنها نگاه كنند آن را بخوانند و بعد از نگاه كردن به ترتیبی كه دیده‌اند آن را بگویند و بعد در دفتر بنویسند. این كار برای تقویت توالی دیداری و حافظه دیداری روش بسیار مناسبی است.‌

9). نام‌نویسی: معلم چند تصویر اشیا ملموس و عینی را تكثیر می‌كند و در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد تا نام آنها را زیر تصاویر بنویسند. به نوعی این روش كاربرد آموخته‌ها است و هم اینكه زمینه‌ای برای آمادگی دانش‌آموزان در جمله‌نویسی می‌شود.‌

10). كلمات درهم ریخته: با در اختیار قرار دادن چند كلمه درهم ریخته از آنها می‌خواهیم جمله را بنویسند كه اینجا هم هدف درست نویسی است و هم به كارگیری قوائد نوشتن جمله و تقویت واژگان لغت در ذهن دانش‌آموزان.‌

11). جمله‌نویسی: با در اختیار قرار دادن كلمات، دانش‌آموز آنها را در جمله در ابتدا به صورت شفاهی و در آخر به صورت كتبی به كار گیرد.‌

12). املای تعادل: از دانش‌آموزان می‌خواهیم در گروه خود مستقر شوند و یك متن املا از كتاب بنویسیم و در حدود 3 یا 4 جمله تهیه كنند و از گروهی دیگر املا ارزشیابی كنند چون این كار حالت مسابقه دارد برای دانش‌آموزان جذاب خواهد بود.‌

13). معلم از جملات مندرج در كتاب بنویسیم متنی را تهیه كند و قبل از ارزشیابی یك بار آن را بخواند بعد جمله به جمله به دانش‌آموزان بگوید تا بنویسند و نمره‌گذاری كند و از روی عملكرد دانش‌آموزان به آموزش ترتیبی بپردازد.‌

نتیجه‌گیری

از مطالب ارائه شده این نتایج به دست می‌آید كه ساده‌ترین جزء آموزش املا كه طریقه درست نوشتن و صحیح نوشتن است را می‌توان هنگام تدریس نگاره‌های پایه اول ابتدایی با تلفیق آن با نقاشی شروع كنیم، دانش‌آموز قبل از نوشتن باید به یكسری مهارت‌هایی دست یابد و اندام‌های حسی مرتبط با نوشتن باید سالم باشند. دانش‌آموزانی كه دارای اختلال در نوشتن هستند به موقع شناسایی شوند و آموزش ترمیمی در آنها صورت گیرد و دست آخر اینكه چون در 5 پایه مقطع ابتدایی هر هفته 2 ساعت املا در برنامه درسی گنجانده شده است، مانند بقیه دروس حتماً باید آموزش داده شود.‌

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها