تبلیغات
معاونت پژوهشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 3 شهرستان کرمانشاه - مطالب بهمن 1392

بازی یکی از مهمترین موضوع های تربیتی است که درسالهای اخیر توجه بسیاری از روانشناسان و علمای تعلیم وتربیت را بخود جلب کرده است.

امروزه بازی مخصوصاً برای کودکان، اهمیت قابل ملاحظه ای دارد. تحقیقات جدید نشان داده است که بازی تاثیر بسیاری دررشد بدنی وذهنی کودکان دارد.انسان بوسیله ی حواس می تواند بازیهای خارج از خود رابطه ایجاد نماید. بازی که در افراد آدمی خیلی زود شروع میشود. بازی کمک می کند، تادستگاه عصبی کودک رشد کرده. عواطف ذهن او پرورش یابد. کودک بهتر می تواند با دنیای خارج خود رابطه ایجاد نموده، وبا جامعه هم آهنگ شود.اسباب بازیهای گوناگون می توانند، برای تربیت وپرورش حواس کمک موثری باشند. تجارب اولیه کودک از اسباب بازیها و وسائلی ازآن قبیل سرچشمه می گیرند. محیطی که بازی درآن انجام می شود، بایدحتی المقدرمطبوع ودلکش باشد. تاکودک بتواند، به آزادی درآن بازی کند.

بازی به کودک فرصت میدهد با شناخت جهان خارج از خود وانطباق آن با جهان درونی (خود) نایل آید. بازی اولین قدم برای کشف کردن وشناختن اشیاء است. نوع بازی کودکان به عواملی نظیر سن ، هوش ، سلامتی جسمی، رشد، جامعه و محیط بستگی دارد.

بازی یکی از لازمه های اولیه رشد جسمانی سالم دردوران کودکی است. بازی می تواند، نقش بسیار مثبتی در رشد روانی، هیجانی وبهزیستی کودک داشته باشد. به طور مثال، کنجکاور شدید کودک، میتواند از طریق بازی ارضا شودوفرصتی مناسب به اوبدهد تاهوش خودرا تقویت نماید و موجب رشد وشکوفایی شخصیت کودک گردد.

بازی نقش آموزشی دارد ومیتواند به کودک کمک کند تاموفق شود کارهایی که در شرایط عادی برای او لذت بخش نیست. ازطریق بازی بیاموزد. بازی به کودک فرصت می دهد که به نحوی ناتوانی خودرا مورد تطابق بامعیارهای بزرگسالان واحساس بی لیاقتی ناشی از آن را جبران کنند. آنها غالباً دربازی میتوانند موفق شوند واین امر، مفهوم مثبت وسالمی از خودبه آنها می دهد که بسیار مهم است.

بازی های دسته جمعی، درهمه سنین می تواند، درانسان شور وشوق ایجاد نماید. کودکان کمترازشش سال، احتمالاً نیاز یا توانایی ناچیزی به فعالیتهای رقابت آمیز دارند در نتیجه نباید او را عجولانه درچنین موقعیت هایی قرار دارد.کودک دربازی می تواند فرصتی پیدا کندتااز قوه تخیل خود استفاده نماید. کودک از اعمال بزرگترهای خود مشتاقانه تقلید می کند ودربازی در نقش ایفا میکند.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 24 بهمن 1392  09:08 ق.ظ

شاید یكی از جامع‌ترین اهداف آموزش و پرورش در هر جامعه این باشد كه به دانش‌آموزان آموزش داده شود كه مسئولیت اعمال خود را بپذیرند. زیرا جامعه‌ای كه ما در آن زندگی می‌كنیم، انتظار دارد كه مدارس، همان طور كه خواندن، نوشتن و حل مسائل را به افراد آموزش می‌دهند،‌ مسئولیت‌پذیری را نیز به آنها بیاموزند تا به شهروندانی مسئولیت‌پذیر تبدیل شوند. مسئولیت‌پذیری با مفهومی كه منبع كنترل به ادراك فرد از آنچه باعث رفتارش شده است، اشاره دارد.

اگر فرد در یابد كه اعمالش نتیجة عوامل بیرونی است، گفته می‌شود كه او منبع كنترل بیرونی دارد. این نیروهای بیرونی ممكن است مربوط به مراجع قدرت یا وقایع اتفاقی باشد. افرادی كه چنین احساسی دارند، معتقدند كه در آنچه برای آنها اتفاق می‌افتد، نقش كمی دارند. در واقع آنها خود را اسیر شرایط محیط بیرونی می‌كنند.

شخصی كه اعمالش را نتیجة عوامل درونی بداند، دارای منبع كنترل درونی است. چنین افرادی خود را عامل اصلی اتفاقاتی كه برای آنها رخ می‌دهد، می‌دانند. این افراد، به جای این كه خود را اسیر رخدادهای بیرونی بدانند، وقایع بیرونی را حداقل و تا حدی تحت كنترل خود می‌دانند. افراد با منبع كنترل درونی، رفتارشان را منبع و عامل اصلی پاداش‌ها یا تنبیه‌ها می‌دانند؛ خواه اعمالشان به پاداش و تنبیه منجر شود یا نشود. به عبارتی دیگر، افراد با منبع كنترل درونی، نسبت به رفتارشان احساس مسئولیت می‌كنند.

همین‌طور دانش‌آموزان با منبع كنترل درونی، خود و توانایی‌هایشان را برای مقابله با رویدادها باور دارند. آنها باور دارند كه این اعمالشان است كه باعث به وجود آمدن رخدادها می‌شود، نه وقایع تصادفی یا اشخاص صاحب قدرت بنابراین آنها انگیزه بیشتری دارند كه برای رسیدن به اهدافشان رفتار مثبت انجام دهند.‏


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها